خرید بک لینک
تقدیم به نمایشنامه ی زیبای چشمهایی که مال توست از بانو رهنما گفتی که چشمام همیشه مال توست این همه ؟ اما ، همه آمال توست گفت که شدم خسته ، بزار تا برم آن چه شکست توی قفس ، بال توست باد ، همه سایه ی مادر به سر آن که هراسان به مَه و سال توست تا نچشیده کسی از نوش و نیش کی رود از یاد ، که آن خال تو

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

برادری داشتم که وجودش به دنیایی می ارزید وبارها توی نبودنش آرزو کردم که کاش من بجایاون می رفتم و اون موندگار بود .قدیمی ترین عکس از خودم رو در کنار برادرو در آغوش مادر بتازگی پیدا کردم ودر وصف برادر مرحومم نوشتم : برادر تکیه گاه و مهربونه برادر مونس و آروم جونه برادر همدم و پشت و پناهه برادر ؛

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

می گفتی دوستم داری؟ ای بی حیا تنها گذاشتی ، منو توو این شبا حتی خدا فریب حرفاتو خورد ! کاشکی بهت دردی بده ، بی دوا حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۴.۷ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:42 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

کاشکی منم این همه دونه داشتم ! همه رو ، توی دست تو میزاشتم یا چاله چوله هاش رو پر می کردی یا می کشیدی ، عاریه میزاشتم حبیب اوجاری ۱۳۹۲.۱۲.۹ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:17 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

در طالع تو ديدم ؛ طرحي ز دام ديگر بي خود تر از هميشه ؛ در انهدام ديگر گرچه تورا بسي از ؛ موج بلا رهاندم گويي هنوز به سرهست سوداي گام ديگر حبیب اوجاری ۱۳۹۱.۱۱.۱۱ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 0:16 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

یه عمره چشامو برات نبستمیه عمریه که چشم به رات نشستمحالا میگی ببند تا نقش ببینی؟با چشم بسته نقش روو زمینی !میخوام با چشم باز تو رو ببینمبیای پیشم ، کنار تو بشینمیه عمریه ماهی و توو آسمونمن ولی در فکر تو، روو زمینممیخوام که لمس خوب و گرم دستاتپاک کنه اشک چشمای غمینممیگی تا خوب نشی که یار نمیشمباور

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:10

صفحه بندی